![]() |
![]() |
|
|
ای کاش می تونستم همه حرفها و درد و دل هام مثل خیلی هایه دیگه اینجا بزنم چون بیشترتون منو نمی شناسید ٬ولی خیلی ها که نباید بدونن٬ از وجود این وب با خبرند و سر می زنند.بگذریم!
شاید دیگه نیام چون دیگه اجازه نمیده باز هم منافق ها فکرش رو خراب کردن و نمی زاره دیگه بیام این تنها سرگرمیم بعد از درس بود! ولی افسوس !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
|
|
+ نوشته شده در
شنبه سیزدهم اسفند 1384ساعت 1:48 توسط آیدا |
|
|
چند روزه روحیه ام خیلی بهم ریخته٬ از دست تبعیض پدر مادر ها ٬تنهایی هام ٬ غصه هام .......... تازگی ها دیگه حتی حوصله نوشتن هم ندارم ٬قبلا با ورق و کاغذ درد و دل می کردم!
کلاس هام شروع شده دو روز در هفته ٬اگه بزارن ؟؟؟؟؟؟؟؟
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه هشتم اسفند 1384ساعت 2:20 توسط آیدا |
|
|
فکرش رو بکنید یهو بفهمید کسی رو که با تمام وجود دوسش دارید و اون هم همیشه وانمود کرده بیشتر از همه دوستت داره بهت دروغ گفته و عاشق یه آدم...... دیگس وای ی ی ی ی!!!!!!!!!!!!!!!
اون پسر نیست .......................خوشبختانه......................................................................
اون برای من مثله بچم ...........نه! بهترین رفیق٬همدم٬ تنها کسی که........................................
هر چند که بارها ازش ضربه خوردم!
عشق تو کتابهاست ! دوست داشتن واقعی به غیر از برایه مادر و پدر و فرزند و خدا بقیه اش یعنی هوس یعنی چرت ..............یعنی الافی..............یعنی بچه بازی...........یعنی بلوغ...................................
دور همه مردها که باید یه خط قرمز کشید این هم از دخترها......ول کن بابا خودم وخودت رو عشق است!
|
|
+ نوشته شده در
جمعه پنجم اسفند 1384ساعت 1:13 توسط آیدا |
|
|
هر کاری می کنم نمی تونم در قسمت درباره وبلاگ تصویر بزارم (شما نمی بینید)
حتی آدرس رو هم با استفاذه از راهنما عوض کردم ٬ ولی نمیشه در قسمت تصویر
وبلاگ نوشت !حتی همین تصویرو
![]() |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه چهارم اسفند 1384ساعت 3:32 توسط آیدا |
|
|
تازگیها باز هم شبها بد می خوابم اصلا خوابم نمی بره !
از امشب باز باید با قرص بخوابم چون خوابم باید تنظیم بشه (از شنبه کلاس هام شروع میشه)
بو یه عید میاد شما هم احساس می کنید؟
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه سوم اسفند 1384ساعت 0:31 توسط آیدا |
|
|
زندگی نه آنقدر شیرین و نه مرگ آنقدر تلخ است که انسان
شرافتش را بفروشد!
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه سی ام بهمن 1384ساعت 0:41 توسط آیدا |
|
|
دلم برای سادگی کودکی ام تنگ شده !
برای عصرهای تابستانی که دلتنگ هیچ اتفاقی نبودم !
برای شبهای زمستانس که هر وقت سر بر بالش می گذاشتم لحظهای بعد بی هیچ فکر و خیالی خواب را مهمانه چشمهای بی گناهم می کردم و تا صبح رویاهای سفید می دیدم!
دلم برای آرزوهای کودکی ام تنگ شده برای خواندن شعر ها و کتابهای داستان
برای رها شدن در آغوش خواستنی بابا و نوازشهای گرم مامان !
دلم تنگ شده برای قاصدکی که می گفتند: خبرهای خوب می آورد!
دلم برای حس وحال ناب کودکی و آرزوهای بی ریایش تنگ شده!!
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و ششم بهمن 1384ساعت 17:20 توسط آیدا |
|
|
سلام
مرسی از همه که با نظرات خوبتون دلگرمم میکنید!
دیروز یه تصادف وحشتناک کردم با سرعت بالا رفتم تو دیوار ! اولین بار بود تصادف میکردم اصلا نفهمیدم چی شد مثله یه خواب بود!
۵ نفر بودیم با یه بچه ناز که من خیلی دوسش دارم( اسمش مانیه بچه دوستم) ولی خدا رو شکر کسی چیزی نشد یه کم دستم درد گرفته بود ................کلی هم خسارت....................فدایه سرم!!!!!!!!!!!
ولی یه تجربه بود! |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و سوم بهمن 1384ساعت 19:48 توسط آیدا |
|
|
چه خبره همه وبها خلوته کسی چیزی نمی نویسه!
همه سرگرمه محرمند ....................همه چیز دلگیر شده.......................
ولی امسال مثل هر سال نیست!چرا؟
|
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و یکم بهمن 1384ساعت 3:39 توسط آیدا |
|
|
گلیم بخت کسی را که بافتند سیاه به آب زمزم و کوثر هم سفید نتوان کرد
دردهایم را در ماتمکده دل می سوزانم تا بخندم ونگویم که دلتنگم!..............................
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه هفدهم بهمن 1384ساعت 17:13 توسط آیدا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
|
| نوشته های پیشین |
|
هفته دوم اسفند 1384 هفته اوّل اسفند 1384 هفته چهارم بهمن 1384 هفته سوم بهمن 1384 هفته دوم بهمن 1384 |
| پیوندها |
|
آچار فرانسه بهترین وب دلا خو کن به تنها یی رو تو شباشی عکس هنرمندان خانه هنرمندان شاهزاده حمایت از زنان کانون زن ایرانی مریم گلی ندا و نرجس ترانه مکرم زندگي زيبا مجردها عشقی مهاجر 1دقيقه |
|
RSS
|